| شبی در شب ترین شبها تو ماهم می شوی آیا
تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا شبیه یک پرنده خیس از باران که می آیم تو با دستان پر مهرت پناهم می شوی آیا برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا | ||||
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت توسط اف . ام | | ||||
شب یلدا | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
نگاهم کرد... | ||||
| نگاهم کرد ...
پنداشتم دوستم دارد! نگاهم کرد.. در نگاهش صد شور عشق خواندم! نگاهم کرد... دل به او بستم! نگاهم کرد... امانه!!! بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد!!! از زندگی آموختم که بر هر نگاهی دل نبندم !
نگاهم کرد... که همه ی نگاه ها پیام اور عشق نیستند ... همه ی نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند... و...همه ی نگاه ها بی ریا نیستند!! | ||||
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
اشک غم | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
عزیزم چقدر خوشگلی | ||||||
| ||||||
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||||
|
چرا هیچکس نظر نمیده | ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
دل بارونی | ||||
| ||||
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
دوستان بی وفا | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
چه دردی ؟ | ||||
چه دردي است در ميان جمع بودن | ||||
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||








