عاشق | ||||
| ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
| ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
قدرشناسی | ||||
درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه عزیزان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است وآدم مثل شیشه | ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
اندیشه ی بزرگان | ||||
| وسعت دنیای هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست .نیچه
نخستین تابش عشق آخرین تابش عقل است .انتوان برت دانا ترین مردم کسی است که از پیشامدهای روزگار کمتر به شگفت بیاید .بزرگمهر به رویاها اعتماد کنید زیرا دروازه ی جاودانگی را در آنها تعبیه کرده اند.جبران خلیل جبران هرگاه می توانی با سکوت حرفت را بزنی بر پایه ی لرزان واژه ها تکیه مکن .ناپلئون رنج بردن بیشتر از مردن جسارت می خواهد .ناپلئون از علامات فقاهت حلم وسکوت است .امام علی (ع) هر فریب خورده ای رانباید سرزنش کرد .امام علی (ع) کسی که تو را می فهمد خویشاوندتر از برادر توست .زیرا گاهی نزدیکترین عضو خانواده ات تو را نمی شناسد وقدر واقعی تو را نمی داند .جبران خلیل جبران برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ نکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند .شکسپیر | ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
سکوت | ||||
| تارهای تنیده در سکوت مبهم چشم
لحظه لحظه های پاره از شرم های بی صدای اشک چرا دم از فریاد می زند مهتاب قراری بایدش چراغ شرم او لبریز می باشد به وقت بافتن با تارهای خالی از فریاد | ||||
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
آتش عشق | ||||
| ||||
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
احساس | |||||||
| |||||||
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | |||||||
عشق | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
نیایش | ||||
| خدایا:
من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری . | ||||
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
گوگوش | ||||
![]() | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
پرنده "هجر "رهایی | ||||
| چگونه باید بود و زیست وقتی پرنده
قصد هجرت از قفس دارد پرنده می رود وخواهد رفت این آغاز نیستی من است سوختن شمع وپروانه زودتر و دیرتر این ...... فنا شدن هستی یک مرد مهاجر دارد . | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
خیال | ||||
| ستاره ی خیال من
تو را در کدامین شب بجویم وقتی که هر شب هیهات تو را به وسعت گریه در می یابم ای کاش در آسمان مه آلود ذهنم بر تمامیت تو دست می یافتم آنگاه خورشید خیال من شوی در روزهای سرد و تنهایی . | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
ميخوا ی بری برو يادت بمونه که تو دنيا فقط خوبی می مونه | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
خسته شد روح من از فرزانگی شادمانه باغم دیوانگی عاشق ودیوانه ام ،منعم مکن چون نسازد عشق با فرزانگی | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||
کاش میدانستی ... | ||||
| كاش ميدانستي ، زندگي با همه وسعت خويش ، محفل ساكت غم خوردن نيست . حاصلش تن به جزا دادن و پژمردن نيست . زندگي جنبش و جاري شدن است . از تماشاگه آغاز حيات ، تا به جايي كه خدا ميداند
| ||||
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت توسط اف . ام | | ||||



درخت غم به جانم کرده ریشه
تقدیم به تمام عاشقان





